مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
850
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1172 ] فصل [ اول ] : اندر اورام مثانه « 1 » اين ، بر چند قسم است : قسم اوّل : آنكه حار بود و اين ورم ، يا ابتداء افتد يا از خراش سنگريزهء خشنه يا از ضربه و سقطه حادث شود . و علامت ورم گرم مثانه ، چهار است : يكى ، آنكه در عانه وجع شديد و نخس و گرانى و انتفاخ محسوس شود . دوم ، آنكه تب گرم محرق و تشنگى پيدا بود و دست و پا سرد باشند و هذيان و سياهى زبان ظاهر آيد . سوّم ، آنكه بول به عسرت برآيد بر سبيل تقاطر يا هرگز برنيايد و حبس مطلق شود به حسب عظم ورم . و اين عسر و احتباس هنگام قيام تخفيف مىيابد جهت سعهء مجراى . چهارم ، آنكه براز نيز محتبس شود و اين در آنجا است كه آماس به غايت بزرگ باشد و امعا را منضغط سازد . بايد دانست كه ظهور سرخى بر عانه ، دليل آن است كه آماس مثانه مايل به قدّام است . علاج : رگ باسليق زنند و به قدر قوت خون بگيرند و چون ورم از ابتدا تجاوز نمايد ، رگ مابض بگشايند . و بعد از فصد ، آب عنب الثعلب كه در او مغز فلوس حل كرده باشند و حقنهء نرم سود دارد و جلابى كه از بنفشه و كاسنى و عناب و شكر و ترنجبين سازند و شربت بنفشه و كشكاب با شيرهء خشخاش نفع تمام دارد . قبل از فصد و بعد [ از ] او در ابتداء زنهار مدرّات قويه ندهند و هيچ وقت ادويهء رادعهء صرف [ را ] ضماد نكنند خاصه در دموى تا ماده را متحجر نگرداند ؛ زيرا كه مثانه عصبى است و سرد مزاج [ و لذا ] به سرعت قبول صلابت مىنمايد ؛ پس صواب آن است كه در ابتدا رادعى كه مليّن باشد استعمال نمايند ؛ خاصه در دموى ؛ مثلا : بنفشه و خبازى و مانند آن بجوشانند و بر عانه بريزند و آبزن سازند و نان سميد و كنجد مقشر نرم كوفته و به شير و روغن بنفشه سرشته ضماد نمايند و شلغم و برگ كرنب و بابونه و خسك ، ضمادى نيك
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Cystitis ; inflammation of the bladder .